









من یک دختر هستم
من نمیخواهم عاشق باشم
من دخترم ولی پر از دردم
من دخترم ولی غمگینم
دردم را کسی نمیفهمد
به من تهمت زده اند که عاشق شده ای
نمیدانند که ع........ من زمینی نیست
حتی از به زبان آوردنش میترسم
من دخترم ولی حساسم
مدتهاست که از پیشم رفته ای
عاشق نیستم
دردم چیز دیگری است
دردم را کسی نمیفهمد
خدایا خواستی عذابم بدهی
ابزار کارت عشق نباشد
نمیدانم چرا نمیخواهی زمینی بمانی
آسمان هم جایه خوبیست ولی جای من نیست
عاشق نیستم
ولی درد فراق را چشیده ام
عاشق نیستم
ولی درد تنهایی رو فهمیده ام
ما از نسل بوسه های ممنوعیم
پس مرا ملامت نکنید که عشق را نفهمیدم
ما عشق را
ما عشق را میان لب های هم پنهان کرده ایم
تا نمیرد

میخواهم خرابش کنم و بگویم
من فهمیده ام
که تو هم از من عشق و عاشق نمیخواستی
تو....................
بازیچه میخواستی